دیگه نمیشه(قسمت اول) - تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 17:08
"رزا " آفتابی که رو صورتم افتاده بود،به شدت اذیتم میکرد.صورتمو جمع کردم و کل پتو رو روی صورتم انداختم...واای این زیر چقدر گرمه!نه مثل اینکه حتما باید بیدارشم!پتو رو کنار زدم و با اکراه چشامو باز کردم.آفتاب گرم و سوزان از درون پنجره به اتاقم میتابید.یه کمی عجیب بود که این موقع سال هوا آفتابی باشه! هر...
مدتى هست - تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 17:08
مدتى هستبه دلسوزىِ خود مشغولم،که دلم بندِ نفس هاىکسى هست،که نیست ..!#️فریدون_مشیری
آخرین باره می بینمت وای غم کمی نیست - تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 17:08
آخرین باره می بینمت وای غم کمی نیست متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name=...
دیگه نمیشه(قسمت دوم) - تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 17:08
35 دقیقه گذشته بود که صدای زنگ در بلند شد... با اخم از روی مبل بلند شدم،خودمو به در رسوندم و بازش کردم. قیافه جذاب لیزی درحالی که لبخند دندون نمایی تحویلم میداد،جلوم ظاهر شد.قد خیلی بلند و صورت سفیدش باعث زیباییش شده بود.موهای بلوندش رو دورتادور صورتش باز گذاشته بود و چشای سبزش به روم میخندید. نیشش ...
دیده را فایده آنست که دلبر بیند - تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 17:08
دیده را فایده آنست که دلبر بیند ور نبیند چه بُوَد فایده بینایی را
کلام امیر (2) - تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 17:08
مهم نیست که چقدر زنده ای مهم این که چقدر زندگی می کنی **************** مهم نیست که چقدر داری مهم این که چقدر می بخشی ****************مهم نیست که چقدر درد می کشی مهم این که چقدر صبر می کنی ****************مهم نیست که برای شما چه اتفاق می افتد مهم این که شما چه تصمیمی می گیری
زندگی دقیقا همانجایی شروع می شود - تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 17:08
زندگی دقیقا همانجایی شروع می شود ؛ که یک نفر می خَندد و خنده ی او با دیگران فرق دارد ... #علی_رجبی
دیگه نمیشه(قسمت سوم) - تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 17:08
تو عالم خواب به سر میبردم که با تکون های شدید یه نفر چشامو باز کردم...رزالین: دختر پاشو دیگه چقدر میخوابی؟ـ اااااه ولم کن رزالین. به پهلو دراز کشیدم، چشامو بستم تا بلکه دوباره بتونم بخوابم. یه دفعه رزالین جیغ کشید: ـ رزاااااااااااااااااااااااااااااااااااااانقدر جیغش بلند بود که سریع از تخت بلند شدم ...
علی شریعتی (1) - تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 17:08
سکوت من هیچگاه نشانه ی رضایتم نبود...من اگر راضی باشم با شادی می خندم،سکوت نمی کنم. بعضی ها طواف نمی کنند،فقط خدا رو دور می زنند. روزانه هزاران انسان به دنیا می آیند.اما نسل انسانیت در حال انقراض است. انسان کلا موجودیه که وقتی خرش از پل بگذره همه چی یادش میره.اونی هم که اینو قبول نداره،خرش هنوز روی ...
دیگه نمیشه(قسمت چهارم) - تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 17:08
به درخواست دوست عزیزی متن و بیشترش کردموارد کافی شاپ شدم و با چشم دنبال لیزی می گشتم.... روی یه میز چهار نفره، کنار یه دختر و پسری نشسته بود. که حدس زدم باید داداشش و دوست دخترش باشن.به سمت میز رفتم... لیزی تا منو دید برام دست تکون داد. لیزی: سلاااااام... بالاخره اومدی؟ ـ سلام نگاهی به داداشش و دختر...
کاش غیر از من و تو - تاریخ: 1396/8/12 ساعت: 15:01
کاش غیر از من و تو هیچکس با خبر از ما نشود نوبت بازی ما باشد و دیگر هرگز نوبت بازی دنیا نشود..
تو چه گفتی سهراب؟ - تاریخ: 1396/8/12 ساعت: 15:01
ﺗﻮ ﻪ ﻔﺘ ﺳﻬﺮﺍﺏ؟ ﻗﺎﻘ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺳﺎﺧﺖ ... ﺑﺎ ﺪﻭﻡ ﻋﻤﺮ ﺩﺭﺍﺯ؟ ﻧﻮﺡ ﺍﺮ ﺸﺘ ﺳﺎﺧﺖ، ﻋﻤﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺬﺭﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﺗﺒﺮ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺒﺶ، ﺑﺮ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺳﺎﻟﺎﻥ ﻃﻮﻝ ﺸﺪ، ﻋﺎﻗﺒﺖ ﺍﻣﺎ ﺳﺎﺧﺖ ﺲ ﺑﻮ ﺍ ﺳﻬﺮﺍﺏ ... ﺷﻌﺮ ﻧﻮ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺳﺎﺧﺖ ﺑﺨﺎﻝ ﻗﺎﻖ .... ﺎ ﻪ ﻣﻔﺘ .... ﺗﺎ ﺷﻘﺎﻖ ﻫﺴﺖ ﺯﻧﺪ ﺑﺎﺪ ﺮﺩ؟ ﺍﻦ ﺳﺨﻦ ﻌﻨ ﻪ؟ ﺑﺎ ﺷ
رمان (پرنسس لجباز من) - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 17:20
نویسنده : شبنم نقش بندی کاربران تعداد صفحات : ۱۴۵ ژانر : عاشقانه کلکلی یه مقدار طنز پایان خوش خلاصه رمان : برآنچه گذشت آنچه شکست آنچه نشد آنچه ریخت حسرت نخور زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد …. عشق اگر بی درد بود زیبا نمیشد عشق منطق و زبان
کوروش بزرگ - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 17:20
دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند. ................................................................................................................................................ خداوندا دستهایم خالی است ودلم غ
دلش می گیرد ساحل - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 17:20
همه به دیدن دریا می روند ، و من فکر می کنم چقدر دلش می گیرد ساحل . . .
شدم گمراه و سرگردان - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 17:20
شدم گمراه و سرگردان، میان این همه ادیان میان این تعصب ها، میان جنگ مذهب ها! یکی افکار زرتشتی، یکی افکار بودایی یکی پیغمبرش مانی، یکی دینش مسلمانی یکی در فکر تورات است، یکی هم هست نصرانی! هزاران دین و مذهب هست، در این دنیای انسانی ... خدا، یکی.
رستاک آهنگ (نیست) - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 15:50
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فرا
فرزند ادب باش نه فرزند پدر - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 15:50
فرزند ادب باش نه فرزند پدر فرزند ادب زنده کند نام پدر
دیالوگ | Bridman - تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 21:47
اگر آدما میدونستند فرصت باهم بودنشون چقدر محدودهنامحدود همدیگرو دوست میداشتند Bridman 2014
دیالوگ | The Fifth Estate - تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 21:47
مردم تا زمانی بهت وفادارند که بفهمند اوضاع به نفعشونه.... The Fifth Estate 2013